تا حالا به خانه هاي زيادي رفته
ايم و با خانواده هاي جديد زيادي آشنا شده ايم اما
اين بار با ما همراه شويد تا خانه اي جديد را
بشناسيم، خانه اي كه در فاصله كمتر از 100 متر از
حرم مطهر آقا سيد جلال الدين اشرف (ع) در خيابان اصلي
واقع شده است.
از يك دفتر اداري كه بگذريم ،
به حياطي مي رسيم با چند وسيله بازي، 4 – 5 پسر
بچه ي قد و نيم قد كه در حياط مشغول دوچرخه سواري و
بازي هستند. اين خانه دو اتاق خواب هم دارد و سالن
مبله اي دنج و مرتب كه چند تا پسر بچه ي ديگر
تلويزيون تماشا مي كنند، دو تا از بچه ها هم با
كامپيوتر كار مي كنند، گويا به تازگي آموزش رايانه
مي بينند.
اينجا خانه ايتام امام سجاد «
عليه السلام » است كه كار خود را با همت موسسه
خيرين مهر از مهر 84 با پذيرش 5 فرزند آغاز نمود.
حاج مظفر جلالي خير آستانه اي در همان ابتدا 300
متر زمين با 40 درصد كار فيزيكي را وقف اين كار
نمود. اكنون اين خانه شامل اتاق خواب، هال،
پذيرايي، انبار، آشپزخانه، حياط و فضاي سبز مي
باشد.
اين خانه، خانه ي نور و روشنايي
است، كافي است يك بار به اين خانه سر بزنيد. خاطره
ي آن تا مدت ها در ذهنتان باقي خواهد ماند، نگاه
كودكان معصومي كه از آغوش پر مهر خانواده محرومند
هزاران پرسش بي جواب را در خود دارد.
آقاي مقتدر شعار رئيس هيئت
مديره ي جديد موسسه خيرين مهر مي گويد: « در سال
تحصيلي 85 – 84 سه نفر از بچه هاي اين خانه شاگرد
ممتاز شده اند، آنها در اين خانه از نظر امكانات
هيچ مشكلي ندارند، ما در تابستان آنها را به كلاس
هاي ورزشي، قرآن، زبان، رايانه مي فرستيم و هر
هفته بچه ها را به تفكيك به همراه مربيان براي
گردش به پارك مي بريم و برنامه هاي تفريحي ديگري
مثل رفتن به دريا و اردو هاي تفريحي تدارك ديده
ايم، حتي گاهي مربيان به خرج خودشان بچه ها را به
اردو مي برند». او مي افزايد: « همچنين ما برنامه
هايي براي برگرداندن بچه ها به خانواده هايشان
داريم كه تا كنون 3 تا از بچه ها را به خانواده
هايشان در رودبار، قزوين و لاهيجان رسانده ايم».
بچه هاي اين مركز 50 درصد
يتيم، 20 درصد خياباني و 30 درصد نامعلوم هستند.
اين خانه به نام 14 معصوم در حال حاضر آمادگي
نگهداري 14 بچه را دارد كه از سال گذشته تا كنون
با اضافه شدن چند كودك جديد تعداد بچه ها به 10
نفر رسيده است.
گروه سني بچه ها 4 تا 13 سال
است. 3 مربي به طور شيفتي وظيفه ي نگهداري و تربيت
بچه ها را به عهده دارند، البته در اين خانه كه
دفتر موسسه خيرين مهر هم در آن واقع شده 1 مدير
عامل، 2 مدير داخلي، يك حسابدار و يك خدمات چي هم
فعاليت مي كنند. امكانات خانه ايتام امام سجاد(ع)
در حد خوبي است و بچه ها از نظر مالي كمبود خاصي
ندارند كه البته اين با كمك هاي مردمي ميسر شده،
سازمان بهزيستي بودجه چنداني براي نگهداري ايتام
اختصاص نمي دهد، تا اواخر سال گذشته سرانه هر
فرزند ماهي 50 هزار تومان بوده كه اين ميزان بدون
كمكهاي خيرين كافي نبوده است. البته از مرداد ماه
85 سرانه ماهيانه به 80 هزار تومان افزايش پيدا
كرده است.
خيريني از لنگرود، لاهيجان و
آستانه اشرفيه به اين خانه كمك مي كنند. قصابي هر
چند وقت يك بار به اين خانه گوشت هديه مي كند،
لباسفروشي لباس هاي نو مي آورد، كارخانه مرغ،
مرغ مصرفي بچه ها را تامين مي كند و ... .
فاطمه دليلي – كارشناس مامايي –
كه به عنوان مدير داخلي در اينجا مشغول به كار است
مي گويد: « بعضي از خيرين ابتكارات جالبي دارند،
يكي به بچه ها زبان درس مي دهد، ديگري آموزش
كامپيوتر، حتي يكي پيشنهاد داده از جشن هاي بچه ها
فيلمبرداري مي كند ... . يكي از مغازه داران پاساژ
حرم هم هر چند وقت يكبار ميني بوسي كرايه مي كند و با
خرج خودش بچه ها را به تفريح مي برد».
هر چند مردم خيّر آستانه كم
نيستند اما خانم دليلي در ادامه مي گويد: « موسسه
ما فقط خانه ايتام را اداره نمي كند كارهاي خيريه ما بسيار فراتر است، ما هر روز با تعداد زيادي
مراجعه كننده مواجه
يم كه از ما كمك مالي، كار يا
خدمات درماني مي خواهند، تا كنون با كمك پزشكان
خيّر كه با ما همكاري مي كنند، مشكلات تعدادي ار
بيماران را حل كرده ايم».
او مي افزايد: « ما اينجا برخي
اوقات نقش رابط را داريم، سر و سامان دادن به بچه
هاي بي سرپرست، اهداي كليه، دياليز، تامين
جهيزيه، يافتن شغل بخصوص براي زنان سرپرست خانوار
كارهايي است كه با كمك روابط انجام داده ايم ،
گاهي مهارت هاي حقوقي و اداري خيرين هم به كمك ما
مي آيد».
گر چه اين موسسه فعاليت هاي
گسترده خيريه انجام مي دهد اما به دليل ملموس
بودن موضوع ايتام بيشتر خيرات مردم صرفا در اين
راستا انجام مي گيرد. تبليغات و تشويق مردم مي
تواند براي جذب هر چه بيشتر ياري مردم راهگشا
باشد... .
گاهي در پيچ و خم روزمرگي ها و
انبوه مشكلات كاري يك مكث در ايستگاههايي اين چنين
چشم انسان را باز مي كند. به گفته برخي خيرين
كافي است يكبار با چنين مكان هايي همكاري كني، لذت
بخشش بي منت و پنهاني آنقدر زياد است كه مشتري
دائم كار خير مي شوي.
علي نجات دهنده يكي از خيرين كه
از بازگو كردن نوع كمكش به اين خانه سرباز مي زند
مي گويد:« مال دنيا مثل آب درياست هر چه بنوشي
تشنه تر مي شوي لزومي ندارد حتما كمك مالي
دهيم، محبت كردن به ايتام و فقرا موثرتر از كمك
مادي است».
بچه ها دير يا زود با اين حقيقت
كه با ديگران فرق دارند مواجه مي شوند، بعضي از
بچه ها كه خانواده هاي از هم پاشيده داشته اند با
خاطرات بد گذشته همراهند، رفتارهاي انزواطلبانه و
گاه پرخاشگرانه نتيجه زندگي پر درد گذشته
آنهاست.
آقاي مقتدر شعار تاكيد مي كند: « در اين خانه به روي مردم باز است، فرض كنند
اين بچه ها اقوامشان هستند، ما دست ياري معنوي و
مادي همه مردم را مي فشاريم».
او مي افزايد: « اينجا مربيان
ما كارشناسان روانشناسي باليني و مشاوره هستند و
در تربيت بچه ها مراقبت زيادي اعمال مي شود، رابطه
كارمندان خانه با بچه ها مثل اعضاي يك خانواده
است اما هر چقدر محيط مناسب باشد، هيچ وقت جاي
خانواده را نمي گيرد ».
خانواده ... خانواده و خانه
امن پناهي است كه تا از آن دور نشده ايم، هيچ گاه
قدرش را نمي دانيم خانواده پايگاه عاطفه و ايثار و
امنيت است و حسرت بچه هايي كه از آغوش پر مهر مادر
و سايه امن پدر محرومند، هرگز با بهترين امكانات
جبران نمي شود.
خانم دليلي مي گويد: « بچه ها
از شهرها و فرهنگ هاي مختلف هستند، با آسيب هاي
اجتماعي مختلف چگونگي رفتار با آنها بسيار سخت
است، يكي از بچه ها هر كاري به او مي دهيم، عكسش
را انجام مي دهد، ديگري پرخاشگر است، يكي از بچه
ها بسيار آرام و مطيع است و گاهي آنقدر در خودش
فرو مي رود كه ما نگران مي شويم ».
او مي افزايد: « بعضي از خيرين
به يكي از بچه ها تعلق خاطر پيدا مي كنند و مدام
براي او هديه مي آورند و يا تقاضا دارند او را به
گردش ببرند، اما ما نمي توانيم اين كار را انجام
دهيم، ما نمي خواهيم خيرين را دلسرد كنيم و از
طرفي بچه ها بسيار حساسند و تفاوت قائل شدن را
فورا احساس مي كنند ».
مربيان براي برنامه هايي كه فقط
ظرفيت تعداد محدود بچه هارا دارد ابتكاراتي دارند
مثلا با دادن نمره هاي مثبت و منفي به عملكرد
روزانه بچه ها آنها را تشويق و تنبيه مي كنند.
بچه ها بعد از مدتي كه به
اطرافيان خود عادت مي كنند با هم صميمي مي شوند و
كاركنان خانه سعي مي كنند خلا خانواده را براي
آنها پر كنند. آنها براي روز پدر براي مدير عامل و
در روز مادر براي مربيان هديه تهيه مي كنند، با
كمك يكديگر مشكلاتشان را حل مي كنند و گاهي با
مربيان درد دل مي كنند.
خانم دليلي مي گويد: « چند وقت
پيش يكي از بچه ها را براي مدتي به ديدار خانواده اش
فرستاديم و يكي ديگر از بچه ها اصرار داشت مادرش را
ببيند اما به دليل اعتياد مادر ما اجازه چنين
كاري را نداشتيم و مجبور شديم آنقدر از نظر رواني
با اين بچه كار كنيم كه ماندن در اين خانه برايش
آسانتر شود ».
از هم پاشيدگي خانواده ها و بد
سرپرست بودن، يكي از پايه هاي اساسي بزهكاري،
آوارگي و بي خانماني كودكان است كه جامعه را
محمل فساد و تباهي مي كند. قطعا پذيرفته شدن بچه
ها از سوي خانواده هايي كه متقاضي هستند يكي از
بهترين راهكارهاي سامان دادن بچه هاي بي سرپرست
است.
آقاي مقتدر در اين زمينه مي
گويد: « ما خانواده هاي زيادي متقاضي دريافت فرزند
داريم، اما سازمان بهزيستي شرايط ويژه زيادي
دارد، البته قرار است اين شرايط آسان شود، اما به
هر حال سپردن كودكان به خانواده هاي غريبه بستر
سازي مناسب را مي طلبد ».
آقاي مقتدر در مورد آينده ي بچه
ها مي گويد: « ما امكانات مناسب براي تحصيل و كسب
شغل و ازدواج را براي آنان فراهم مي آوريم، بسياري
از بچه هايي كه در چنين خانه هايي بزرگ مي شوند در
نهايت در بهزيستي و اماكن مشابه مشغول كار مي شوند
».
بچه هاي اين خانه آرزوها،
احساسات و توقعاتي مثل بچه هاي معمولي دارند، مثل
بچه هاي يك خانواده، يكي آرام، ديگري پرخاشگر، يكي
با نمرات عالي و ديگري ... خلاصه اينكه اينجا خانه
اي مثل همه خانه هاي اين شهر است كه به تعبير
خداوند دردانه هاي پروردگار در آن زندگي مي كنند.
هر بار كه از جلوي اين خانه عبور مي كنيم، يادمان
باشد ايتام و فقرا از منابع الهي روزي مي خورند و
ما فقط براي ارضاي خواسته هاي نوع دوستانه خود
به آنها ياري مي رسانيم.
آقاي مقتدر مي گويد: « ما اين
كار را با نام « علي (ع) » شروع كرديم و از او مدد
گرفتيم، ما اينجا چشم انتظار استقبال مردم هستيم،
شركت اينجا ثبت شده است و بازديد از اينجا آزاد
است، ما برنامه هاي زيادي داريم، از جمله ساخت
شيرخوارگاه و شهركهايي براي زوج هاي جوان نيازمند
خانه كه همه اينها بودجه هاي زيادي نياز دارد كه
علاوه بر كمكهاي دولتي نيازمند ياري مردم خيّر است
».
بعد از مصاحبه از خانه بيرون مي
رويم اما صحنه هاي بازي شاد و سر خوشانه بچه ها
با دو چرخه هايشان در جلوي چشمانمان رژه مي رود ...
اين صحنه ها و حرفها تا مدتها در ذهنمان باقي خواهد
ماند و ما در انديشه آنيم كه در دنياي سربي قرن
ما سرنوشت بچه هايي كه خانه اي نمي يابند تا
پناهشان باشد، چه خواهد شد؟؟؟؟؟؟؟
سمانه کارگر گزارشگر سایت آستانه اشرفیه